۱۳۸۸-۰۷-۲۹

۱۳۸۸-۰۶-۲

الوند
الْوَند یکی از قلههای بلند ایران واقع در استان همدان است.
فراروی شهر همدان، کوهستان منفردی از شاخههای خاوری زاگرس مرکزی با عرصهای به وسعت ۱۳۷۵ کیلومتر مربع، بزرگترین پدیدهٔ گرانیت زائی از دوران چهارم زمینشناسی بر اثر نفوذ تودههای آذرین در نهشتههای بازمانده از دوران پیشین بوجود آمدهاست.
این رشتهکوه در شمال غرب به کوه خدابندهلو سنندج و کوه چهلچشمه کردستان و از جنوب شرق به بلندیهای راسوند و کوه وفس اراک متصل است.
یال آن، حد طبیعی بین شهر همدان و تویسرکان و بلندترین قلهٔ آن موسوم به الوند در ۱۸ کیلومتری جنوب شهر واقع شده و ارتفاع آن ۳۵۷۴ متر از سطح دریا است. جهت این کوهستان از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شدهاست و استان همدان را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم میکند. این کوهستان، درههای ژرف و سرسبز، چشمهسارها، چمنزارها و قلههای متعددی دارد.
جنس سنگهای کوه الوند
رشته کوه الوند ازکوههای غربی ایران وجزء پیش کوههای داخلی زاگرس میباشدوبا پیدایش جنبش کوهزایی زاگرس درارتباط است. از نظر زمین شناسان دراواخر دوره ژوراسیک(دوره میانی ازدوران دوم زمین شناسی)یکی از شدید ترین حرکات کوهزایی که تا آن هنگام درایران سابقه نداشته بوقوع پیوسته ودراثرفشارشدید وهمچنین دراثر فشارطبقات گرانیت درمنتقه بین همدان واصفهان دگرگونی سنگ ها بوجود آمده است. الوند توده باتولیتی است وباتولیت ماگمایی است که ازعمق زمین درپوسته نفوذ کرده ودرآن سرد میشودواز آنجا که بلوروسنگهای تشکیل دهنده باتولیتها اغلب دانه درشت اند تصور میشودکه زمان پدیدآمدن ومتبلورشدن آنها بسیارکندوطولانی بوده است باتولیت ها معمولاپس از آنکه عمل فرسایش به مدت زیاد لایههای فوقانی آنها را ازمیان بردارد برسطح زمین پدیدار میشوند . باتولیت ها بزرگترین ووسیع ترین تودههای آذرین درونی اند به توری که حداقل وسعت باتولیت الوند معدل یکصد کیلومترمربع است وعمق آن راازده تا سی کیلومتردر پوسته تخمیل میزنند. باتولیت ها با نفوذ درپوسته سنگهای اطراف خود را دگرگون کرده که به آن هاله دگرگونی گفته میشود واین دگرگونی سنگها دراطراف باتولیت الوند به شعاع هفت کیلومتر وجوددارد. لایههایی که برروی باتولیت الوند قرارداشته براثرفرسایش ازبین رفته وتوده باتولیت به صورت سنگهای گرانیتی بیرون آمده است.
سنگهای رسوبی که دررشته کوه الوند دیده میشود واغلب درارتفاعات جنوب غربی وجنوب شرقی قرارداردبه دوره کرتا سه ازدوران مزوزوئیک مربوط میشود وسنگهای رسوبی ازنوع آهگی که درشمال غرب دیده میشود به دوره الیگومیوسن ازدوران سنوزوئیک مربوط میباشد. قدیمی ترین سنگهایی که توده نفوذی الوندرااحاطه کرده است به دوره پره کامبرین نسبت داده شده است اما سن گرانیت ها ازطریق سنجش رایومتری شصت وچهار میلیون سال (اوایل پالئوسن) تعیین شده است. توده گرانیتی الوند برروی نقشههای زمین شناسی روند شمال غربی – جنوب شرقی رابه موازات راندگی زاگرس نشان میدهد واز لحاظ زمین شناسی تنوع قابل ملاحظهای دارد .براساس رده بندیهای کانی شناسی شیمیائی ونورماتیو انواع آلکالی فلدسپات گرانیت سی ینوگرانیت مونزوکرانیت وگرانودیوریت درالوند تشخیص داده شده است. درحاشیه شمال غربی توده گرانیتی الوند سنگهای نفوذی بازیک نیز مشاهده میشود که تعیین سن آنها به روش رادیو متری سن این تودهها را صدوده میلیون سال ) اواخر دوره کرتاسه یعنی قدیمی تر از سن گرانیت ها تعیین نموده است . ترکیب سنگ شناسی توده بازیک نیزمتغیر ومتنوع است با تکیه بررده بند یها ی مختلف انواع اولیوین دولریت گابرو دیوریت ومونزو دیوریت دراین توده شناسایی شده است. سنگهای گرانیتی الوند ویژگیهای گرانیت های Hیا گرانیت های هیبرید را دارا میباشد.
معروفترین قلهها و کوهستانهای الوند
معروفت ترین قلهها، از شمال غربی به جنوب شرقی عبارتاند از: المابلاغ ۲۹۹۷ متر، کرکس ۲۹۵۹ متر، قزلارسلان ۳۲۵۰ متر، دائم برف ۳۴۵۰ متر، کلاغ لان ۳۴۸۰ متر، الوند ۳۵۸۴ متر، تاریکدره ۳۳۱۴ متر، کمر لرزان ۳۳۳۸ متر، چهار قله (۳۱۸۴، ۳۱۷۲، ۳۱۶۶و ۳۱۷۰ متر)، یخچال صاحب (گاوبره) ۳۴۸۶ متر، شاه نشین ۳۴۹۶ متر، سرخبلاغ ۳۱۲۴ متر و قله کلاه قاضی ۳۱۲۵ متر.
دشتها
در کوهستان الوند، علاوه بر قلل مرتفع و شیب دار، دشتکهای کوچکی وجود دارند، که سطح آنها از چمن زار پوشیده شده و چشمههای زیادی در آنها جاری است و با توجه به اینکه از سطوح نسبتاً مسطحی برخوردارند، به صورت محل استراحت و اطراق کوهنوردان درآمدهاند. مهمترین این دشتکها عبارتاند از : میدان میشان، تخت نادر، چمن شاه نظر و تخت رستم
درههای شمالی و جنوبی الوند
در دامنههای شمالی الوند درههای پر آبی مانند : دره برفین، دره گنجنامه، دره عباس آباد، دوزخ دره، دره گوساله، دره کیوارستان، دره سیمین دره، دره مرادبیگ، دره دیوین، دره قز، دره حیدریه و غیره وجود دارد و درههای مصفایی نیز در دامنه جنوبی الوند واقع است، از جمله دره سرکان، دره آرتیمانی، دره فاران، دره گزندر، دره شهرستانه و غیره.
چشمههای مهم
حوض نبی: از مشهورترین چشمههای الوند حوض نبی میباشد، که از زیر صخرهای بزرگ در زیر قله الوند سرچشمه گرفته و در جهت شمالی به سمت تخت نادر سرازیر میگردد و دارای آبی بسیار خنک و گواراست.
چشمه تخت نادر: در ابتدای تخت نادر واقع است و چشمهای نسبتاً پرآب است.
چشمه کلاغلان : چشمهای دائمی است که در چمن زار کلاغ لان جاری است و آب مصرفی روستای دره مراد بیگ را تامین میکند.
چشمه قاضی : در دره مرادبیگ جاری است و آب مصرفی روستای دره مرادبیگ را تامین میکند.
چشمه ملک: سرچشمه رودخانهای است که در دره دیوین جریان دارد.
هفت چشمه : این چشمه، در دامنه جنوبی چهار قله و در جاده منتهی به تویسرکان جاری است.
چشمه خسرو: چشمه خسرو، در مسیر یخچال به کلاه قاضی در جریان است.
بهشت آب : در سمت دره کیوارستان و جنوب قله الوند چشمه کوچکی است که از شکاف صخرهای بیرون میآید و در سالهای کم آب، آب آن کم شده و گاهی در تابستانها به خشکی میگراید.
چشمه افعی : این چشمه در دامنه دوزخدره واقع است.
چشمه آب مروارید: چشمهای ایست پر آب و بسیار گوارا، که آب و بسیار گوارا، که آب این چشمه و چشمه افعی از مسیر رودخانه و فرجین میگذرد. در حوالی چشمه مروارید، نوعی درخت بید به نام «مروار» روئیدهاست و شاید به همین دلیل و یا به خاطر زلال بودن آب این چشمه، نام مروارید بر آن نهادهاند.
۱۳۸۸-۰۶-۲

اُشْتُرانْکوه (دومین کوه فنی کشور)
اُشْتُرانْکوه، رشتهکوهی است در شرق استان لرستان، از بلندترین رشتهکوههای کوهستان زاگرس. این رشتهکوه از غرب به شهرستان دورود، از شمال به شهرستان ازنا و از شرق و جنوب به شهرستان الیگودرز محدود میشود. بلندترین قله این رشتهکوه به نام سنبران ۴۰۵۰ متر بلندا دارد. این رشتهکوه سرچشمه یکی از سرشاخههای رود دز به نام ماربره است که در دوره کوهزایی جدید ایجاد شدهاست و به گفته زمین شناسان این کوه از جمله کوههای جوان میباشد که در ۳۰ میلیون سال پیش ایجاد شدهاست.
قلههای بلند و پر برف، درههای ژرف و طولانی، رودهای دائمی، پوشش گیاهی و جانوری بسیار متنوع، روستاهای کوهپایهای از جمله ویژگیهای اشترانکوه میباشد که به سبب بلندی در شعاع ۱۰۰ کیومتری به خوبی پیدا است.
گفته میشود نام آن به سبب وجود قلههای ۸ گانه که هر کدام بلندتر از ۴۰۰۰ متر میباشد و مانند کاروانی از شتر به ردیف قرار گرفته، به شترکوه و یا اشترانکوه معروف گشتهاست.
قلههای مهم آن از شمال باختری به جنوب خاوری اینهاست: چال میشان، گلگل، گلگهر، سن بران، کوله لایو، میرزایی، فیالسون، لگه، سراب شاه تخت، سوزنی مهرجمال، پیاره دره تخت، پیاره کمندون، ازنادر و کولهجنو.
در ارتفاعات اشترانکوه درههایی یخچالی وجود دارد که در اصطلاح محلی به آنها چال میگویند. از جمله این چالها میتوان از چال میشان، چال کبود، چال بران، چال فیالسون، چال شاهتخت، چال پیارو و چال همایون نام برد.
رودهای کوچک بسیاری از این قلهها سرچشمه میگیرند که مهره زرین، ماربره، گهررود، دره دایی و دره دزدان از آن جملهاند. دریاچه گهر در یکی از دامنههای جنوب باختری اشترانکوه و در دره گَهَررود قرار دارد. دامنههای اشترانکوه از دیرباز محل استقرار برخی طوایف بوده است؛ چنانکه در حدود سال ۵۰۰ق، خاندان فضلویه که از کردهای شام شمرده میشدند، پس از مهاجرت از آنجا و عبور از میافارقین و آذربایجان، دامنههای شمالی اشترانکوه را به عنوان محل استقرار خود برگزیدند. آنان بعدها به اتابکان لرستان شهرت یافتند. مراتع دامنههای اشتران کوه مورد استفاده عشایر این ناحیه است. اشتران کوه و بهویژه دریاچه گهر دارای جاذبههای طبیعی بسیاری است.
این رشته کوه در حدود سال ۱۳۴۰ از لحاظ گونههای جانوری و گیاهی جزء مناطق حفاظت شده قرار گرفت و در سال ۱۳۴۸ جزء محیط زیست جهانی قرار گرفت. از گونههای جانوری آن میتوان به خرس قهوهای، روباه، کفتار، گراز، گرگ خاکستری، بز کوهی، قوچ و از پرندگان میتوان به عقاب، کبک، جغد، اردک و شاهین اشاره نمود که همگی تحت حفاظت محیط زیست میباشند.
در اشترانکوه پسته کوهی به فراوانی یافت میشود و پوشش گیاهی متنوع آن اعم از گون، ریواس و استپها در شیب ملایم بعضی نقاط و گلهای طبیعی و خودرو محل مناسبی برای جانوران ساکن در اشترانکوهاست که در آن زاد و ولد کرده و از آنان تغذیه میکنند.
اشترانکوه پذیرای کوهنوردان و گردشگران و زمینشناسانی از اقصی نقاط کشور و خارج از کشور بوده که برای تفریح و ورزش و پژوهش علمی مراجعه نمودهاند.
در برخی از نقاط اشترانکوه سنگوارههایی یافتهاند که در میان آنها سنگوارههایی از جانوران مانند صدف و ماهی وجود دارد.
روستاهای بسیاری در کوهپایه اشترانکوه وجود دارند که از آنها میتوان به قله رستم ، بیدستانه، دره تخت، سیوله، کمندان و طیان اشاره نمود که ساکنانی مهربان و میهمان نواز دارند. روستای دره تخت که اخیراً به دهکده گردشگری تبدیل شدهاست.
۱۳۸۸-۰۶-۲
رشته کوه البرز
البرز رشته کوهی است در بخش شمالی ایران. این رشته کوه از سوی غرب از تالشان جمهوری آذربایجان آغاز میشود و در سوی شرق تا درون ترکمنستان و افغانستان ادامه مییابد. بخش بزرگی از البرز در راستای کناره جنوبی دریای مازندران کشیده شدهاست. در این بخش، جبهه شمالی البرز سرسبز و جبهه جنوبی آن خشک است. دلیل این تفاوت اینست که رشته کوه البرز همچون سدی طبیعی از گذر رطوبت برخاسته از دریای خزر به سوی جنوب جلوگیری میکند و بیشتر این رطوبت در جبهه شمالی البرز میبارد.
بلندترین کوه البرز کوه دماوند (۵۶۷۱ متر) است که در نزدیکی تهران قرار دارد. دامنهها و درههای البرز از تفرجگاههای مهم مردم استانهای تهران، قزوین و سمنان است.از مهمترین رودهای دامنهٔ شمالی البرز سفیدرود و دامنههای جنوبی کرج و جاجرود را میتوان نام برد.
رشته کوه البرز و قلهٔ دماوند و به خصوص قارن کوه (قاف) در ناحیهٔ شمال سمنان نقش برجستهای در متون تاریخی طبرستان و افسانههای ایرانی دارند. از قلل کوهنوردی آن دماوند، پالان گردن، دوبرار، توچال، پلنگ چال، عجب شیر، دوشاخ و چین کلاغ می باشند.
۱۳۸۸-۰۶-۱
رشته کوه البرز
البرز رشته کوهی است در بخش شمالی ایران. این رشته کوه از سوی غرب از تالشان جمهوری آذربایجان آغاز میشود و در سوی شرق تا درون ترکمنستان و افغانستان ادامه مییابد. بخش بزرگی از البرز در راستای کناره جنوبی دریای مازندران کشیده شدهاست. در این بخش، جبهه شمالی البرز سرسبز و جبهه جنوبی آن خشک است. دلیل این تفاوت اینست که رشته کوه البرز همچون سدی طبیعی از گذر رطوبت برخاسته از دریای خزر به سوی جنوب جلوگیری میکند و بیشتر این رطوبت در جبهه شمالی البرز میبارد.
بلندترین کوه البرز کوه دماوند (۵۶۷۱ متر) است که در نزدیکی تهران قرار دارد. دامنهها و درههای البرز از تفرجگاههای مهم مردم استانهای تهران، قزوین و سمنان است.از مهمترین رودهای دامنهٔ شمالی البرز سفیدرود و دامنههای جنوبی کرج و جاجرود را میتوان نام برد.
رشته کوه البرز و قلهٔ دماوند و به خصوص قارن کوه (قاف) در ناحیهٔ شمال سمنان نقش برجستهای در متون تاریخی طبرستان و افسانههای ایرانی دارند. از قلل کوهنوردی آن دماوند، پالان گردن، دوبرار، توچال، پلنگ چال، عجب شیر، دوشاخ و چین کلاغ می باشند.
۱۳۸۸-۰۶-۱

رشته کوه زاگرس
زاگرُس رشتهکوهی در غرب و جنوب ایران است. این رشتهکوه از کرانههای دریاچه وان در کردستان ترکیه آغاز شده و تا استانهای فارس و کرمان ادامه مییابد. دامنهی این رشته کوه به شمال عراق نیز امتداد دارد.
نام
بعضی معتقدند ریشه این نام اوستایی است. در زبان اوستایی زاگر Za-G’R’ به معنای کوه بزرگ است. اما نظری که بیشتر مورد تایید است این است که این کلمه از نام مهاجران هند واروپایی ساکن در این منطقه معروف به زاگارثی/ساگارتی (استان کرمانشاه فعلی) (Zagarthians/Sagarthians) گرفته شده. نام قدیمی این رشتهکوه در زبان فارسی «پاطاق»که نام رشته کوهی معروف در استان کرمانشاه نیز هست بوده و پیش از آن «کهستان» (در عربی «جبال») و «پهله» بود.
واژه «زاگرس» یا «زاگروس» از بیش از هشت دهه پیش و از اواخر دوره قاجار از طریق ترجمه آثار نویسندگان اروپایی (و بعضا از زبان یونانی) وارد زبان فارسی شده و سپس بر روی نقشه ایران نیز گذاشته شد. ظاهراً حسن پیرنیا اولین کسی است که واژه زاگرس را در حاشیه صفحه ۲ کتاب خود بنام «تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان» آورده است. او خود تاکید نموده که اروپایی ها چنین (یعنی زاگرس) نامند.
بعد از نوشته پیرنیا بارها به اشتباه از زاگرس به نام کوه یا دره نامبرده شد که برداشت نادرستی است زیرا واژه زاگرس بخش گستردهای از شمال غربی تا جنوب شرقی ایران را با بیش از ۲۴۰ نام از رشته کوه، دشت، دره، رود و شهر و بخش و روستا در استانهای آذربایجان، کردستان، کرمانشاهان و اصفهان و خوزستان و بالاخره لرستان را شامل میشود.
واژه زاگرس در هیچ یک از کتابهای تاریخی و جغرافیایی یا مسالک و الممالک و نوشتههای دوره اسلامی نوشته نشده است. در لغتنامه دهخدا یا دایرةالمعارف مصاحب نیز نکتهای مهم و اساسی در باره ریشه و اصل واژه زاگرس بیان نشده است.
محمد قزوینی در صفحه ۴۸ از جلد ۵ کتاب خود مینویسد: «زاگرس نام یونانی سلسله جبال غربی ایران مخصوصا بختیاری در غرب ایران است». در دانشنامه لاروس از زاگرس به کوتاهی بهعنوان نام درهای که نفتخیز است ذکر شده است.
در واژه نامه یونانی به آلمانی که سال ۱۸۸۶ در لایپزیگ به چاپ رسیده واژه Zagrio یا Zagros را بهعنوان «کوهی در دوران ماد» به نقل از نوشتههای استرابون و پولی بیوس آورده است.
در لغت نامه جغرافیایی Lexique géographique در زیر واژه و عنوان «زاگرو» (زاگرس) آمده است: «رشته کوهی است در آسیا که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده و ماد را از آْشور جدا میکند.» و نویسنده نام منابع خود را Ptolemeus, Polybios, Plinius, Strabo معرفی مینماید.
گریشمن باستانشناس فرانسوی در کتابش (ایران از آغاز تا اسلام ترجمه دکتر معین صفحه ۸۸) زاگرس را نام قبیلهای دانسته و مینویسد: «.. حرکت عمومی قبایل ایرانی هنوز به پایان نرسیده بود که قبیله سومی از قبیلههای مهم ایرانی بنام « Zikirtu » یا «ساگارتی» بسوی نواحی شرقی تری رفته و مستقر شدند.
هرودوت نیز در نوشتههایش ( تاریخ هرودت ترجمه هدایتی صفحات ۵ و ۱۰ و ۲۱۱) از همین قبیله مادی صحراگرد با نام «ساگارتی» یاد کرده و مینویسد: «… قبیلههای دیگر که صحراگردند از این قرارند: داین ها، ماردها، دروپیکها و ساگارتی ها…».
دیاکونوف نیز در کتاب تاریخ ماد خود (ترجمه کشاورز صفحه ۲۴۸) در شرح حمله آشوریها به پارسوا و نفوذ در خاک ماد به استناد کتیبههای خوانده شده مینویسد: «بطوری که در متن تصریح شده، آخرین نقطه لشکر کشی ظاهراً دژ مادی زاکروتی بود».
به استناد مطالب ذکر شده ریشه واژه زاگرس از زبان مادی یا اوستایی است و یونانیها با افزودن «S» (س) به آخر آن این واژه را به شکل یونانی مبدل نمودند. لذا واژه زاگرس (همانند واژه بختیاری) هم نام کوه و دژ و هم ایل، قوم، قبیله و محلی از مادها بوده است.
کوهها
نیمهٔ شمالی رشته کوه زاگرس در دورهٔ ایران باستان محل زندگی مادها بوده است.
بلندترین قلههای این رشته کوه زردکوه (۴۲۲۱ متر)، دنا (۴۴۰۹ متر) و اشتران کوه (۴۲۵۰) نام دارند.
زردکوه با ارتفاع ۴۲۲۱ متر در در نزدیکی شهرستان کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری قرار دارد. زردکوه در تمام طول سال پوشیده از برف است و سرچشمهٔ اصلی رودخانهٔ زاینده رود.
اشترانکوه با ارتفاع ۴۰۵۰ متردر جوار شهرستان دورود در جنوب شهرستانهای الیگودرز و ازنا بلندترین قله زاگرس میانی است که دارای هشت قله بلند و به هم پیوسته است که در تمام طول سال پوشیده از برف است. سرچشمه اصلی رود دز و یکی از سرچشمههای کارون و کرخه است. دریاچه گهر نیز در این رشته کوه قرار گرفته است.
بلندیهای زاگرس حوضه آبخیز رودخانههای زایندهرود، کارون و کرخه و دز را تشکیل میدهد و با توجه به حجم بارش و پایین بودن سطح تبخیر و موقعیت نسبتاً مناسب سازندهای زمینشناختی بخش اعظم آبهای زمینی و زیرزمینی کشور به میزان ۴۵ تا ۵۰ درصد را تأمین میکند.
دنا با ارتفاع ۴۴۰۹ متر بلندترین ارتفاعات زاگرس میباشد واز ۴۴قله مرتفع بالای ۴۰۰۰ متر تشکیل شده است وبیش از ۶۰ کیلومتر طول دارد. واز لحاظ موقعیت جغرافیایی در جنوب استان اصفهان، شمال غربی استان فارس ولی بخش اعظم آن در شمال شرقی استان کهگیلویه وبویراحمد قرار دارد. در تمام سال پوشیده از برف است و سرچشمهاصلی کارون و همچنین رود مارون میباشد. یکی از کم نظیرترین منابع انواع واقسام گیاهان دارویی در دنیاست.
۱۳۸۸-۰۵-۳۰
کوه ها مقدس اند
با شنیدن نام کوه ایستادگی و پایداری طنین انداز می شود و آب که مایه حیات است بیشتراز کوهها سر چشمه میگیرد این خود میتواند سر لوحه زندگی باشد. کوه ها، چه از نظر گستره ای که در زمین دارند و چه از نظر شکل و نیز تاثیر در طبیعت، از مهمترین ساختارهای کره زمین هستند. کوه ها یک پنجم سیمای زمین را تشکیل می دهند، زیستگاه دست کم یک دهم از مردم جهانند، یک سوم از مردم جهان از جنبه غذا، برق، چوب و مواد معدنی به کوه ها وابسته اند و نیمی از آب شیرین مصرفی مردم جهان از کوه ها سرچشمه می گیرند. مطابق یک اصل بوم شناختی (ecologic) هر اندازه پستی و بلندی یا چین و شکن منطقه ای بیشتر باشد، «تنوع زیستی» یعنی گوناگونی جانوران و گیاهان آن منطقه، بیشتر خواهد بود. به این دلیل در کوه ها، گونه های بسیار متنوع جانوری و گیاهی را می توانیم ببینیم، پاره ای از گونه های گیاهی در سمت سایه گیر صخره ها و دامنه ها و پاره ای دیگر در سمت آفتاب گیر رشد می کنند. پاره ای از آنها در ارتفاع های پایین که گرمتر هستند و پاره ای دیگر در ارتفاع های بالاتر که سردتر هستند می رویند.
جانوران گوناگون هم با استفاده از پوشش گیاهی متنوع و در پناه امکانی که صخره ها و غارهای کوهستان برای زیست آنان فراهم می سازد، جمعیت های قابل توجهی را شکل می دهند. به این ترتیب، در مجموعه کوهستان ها و کوهپایه ها، «گیا» (حیات گیاهی منطقه = flora) و «زیا» (حیات جانوری منطقه = fauna) تنوع چشم گیری دارد.
کوهستان جز آن که بستر انبوهی از گیاهان و زیستگاه گونه های جانوری خاص خود است، امروزه با از میان رفتن طبیعت دشت ها به دلیل فعالیت های کشاورزی و صنعتی و شهرسازی، به پناهگاه پاره ای از گونه ها که از دشت ها رانده شده اند، بدل شده است. در سرزمین هایی که پیشینه تمدنی دیرین دارند – مانند ایران – طبیعت بکر معمولاً فقط در کوه ها باقی مانده است، زیرا دشت ها از قرن ها پیش مورد بهره برداری سنگین انسان بوده است. برای مثال در ایران جنگل را فقط در کوه ها می توان یافت و در نواحی هموار جز چند «لکه » کوچک، چیزی از جنگل باقی نمانده است.
● کوه ها، برج های آب
کوه ها سدهایی هستند در برابر جریان هوای کره زمین، هوا و رطوبتی که در آن است، در برخورد با کوه به بالا رانده و در نتیجه سرد و متراکم می شود. در این حال، امکان بارش باران و برف فراهم می شود. بارش ها یا از شکاف ها و حفره های کوهستان به عمق زمین نفوذ می کنند – و به این ترتیب از تبخیر شدن در امان می مانند و در پایین دست ظاهر می شوند – یا به شکل برف ذخیره می شوند و از محل این ذخیره، امکان جریان یافتن پیوسته جویبارها و رودها فراهم می آید. اگر کوه ها نبودند، در سرزمینی مانند ایران، بارش از آن چه که هست کمتر می شد و در تابستان ها هیچ روانابی نداشتیم. بنابراین می توان گفت که کوه ها، برج هایی هستند که آب را ذخیره می کنند و در طول سال، دامنه ها و کوهپایه ها و دشت ها را با جریان «کنترل شده» آب سیراب می سازند.
● کوه ها، سرچشمه رودها و سرمنشاء تمدن
بسیاری از تمدن های جهان، در کناره رودخانه هایی که از کوه ها سرچشمه می گیرند، پدید آمده اند. تمدن «میان رودان» (بین النهرین) که از قدیمی ترین تمدن های جهان است، در کناره های دجله و فرات شکل گرفت. در مرزهای کنونی ایران، تمدن بزرگی که در سیستان وجود داشته و بقایای آن به نام «شهر سوخته» معروف است، در کناره های رود هیرمند – و تمدن تازه کشف شده جیرفت – در کناره های هلیل رود شکل گرفته بودند.
منشاء تمامی آب های جاری و بخش عمده ای از آب های زیرزمینی ایران، کوه ها هستند و به این دلیل زندگی در این سرزمین به طور کلی مدیون کوه ها است. در دیگر نقاط جهان هم، رودهایی که از کوه ها سرچشمه می گیرند، آبادانی و برکت را برای دشت ها به ارمغان می برند. برای نمونه می توان از رود زرد در چین و رودخانه گنگ در هند نام برد که از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرند، یا رود سند در پاکستان که از کوه های قراقوروم جاری می شود و رود راین در اروپا که از کوه های آلپ سرچشمه می گیرد.
● کوهستان، خاستگاه فرهنگ و تنوع فرهنگی
سرزمین های کوهستانی، کم و بیش به صورت جدا از یکدیگر و دور از دشت ها، حامل فرهنگ های گوناگونی هستند که در گذر طولانی زمان به دست قوم ها و گروه های انسانی مختلف پدید آمده اند. رنگارنگی تمدن ها و جلوه های چشمگیر زیست انسانی، تا حد بسیاری نتیجه تنوع فرهنگی شکل گرفته در کوهستان ها است.
کوه ها حدود دوسوم سطح ایران را دربرمی گیرند (حدود ۸۶ میلیون هکتار کوه های مرتفع و ۳۰ میلیون هکتار کوهپایه ها و تپه های مرتفع) و تقریباً نیمی از روستاهای کشور که محل بیشتر فعالیت های کشاورزی و دام پروری هستند، در نواحی کاملاً کوهستانی قرار دارند. شیوه های متفاوت زندگی در کوهستان و دور بودن محل های زندگی کوه نشینی از یکدیگر و دسترسی دشوار به آنها، موجب شکل گرفتن فرهنگ و آداب گوناگون شده است. در ایران، بسیاری از زبان ها و نیم زبان ها و گویش ها، آوازها، گوشه های موسیقی، رقص ها، شیوه های معماری و دستباف ها (فرش، گلیم، و…) خاستگاه کوهستانی دارند.
یکی از شیوه های جالب توجه زیست انسانی که پیوند تنگاتنگی با کوهستان دارد، زندگی عشایری است. این شیوه، بیش از هر جای دیگر جهان، در ایران متداول بوده است و نمونه استفاده هوشمندانه و کم و بیش «پایدار» از مرتع های کوه و دشت است. البته امروزه با افزایش جمعیت انسانی و زیاد شدن تعداد دام ها، ساخت و ساز در مسیرهای «ییلاق – قشلاق» و نیز الزام های زندگی نوین، دیگر زندگی عشایری به شکل گذشته نمی تواند دوام آورد اما می توان از زیست ِ سازگار با طبیعت که ایل ها و طایفه های عشایری در گذشته داشتند، درس های ارزنده ای برای زندگی امروزین گرفت. از دستاوردهای هنری عشایر ایران، می توان به قالی ها و گلیم های دست باف ایل قشقایی (ایل بزرگی که طول مسیرهای ییلاق – قشلاق آن چندصد کیلومتر بوده است) اشاره کرد. این دست بافت ها به دلیل محیط های متنوع زندگی که آفرینندگان آن داشته اند و به خاطر برخورداری آنان از طبیعت رنگارنگ و پرجلوه کوه ها و کوهپایه ها، چنان تنوعی در طرح ها و چنان سرزندگی در رنگ ها و اصالت در مواد اولیه دارند که موجب شهرت بی نظیر آنها در جهان شده است.
کوه ها، الهام بخش شاعران و نویسندگان و عارفان بوده و موضوع بسیاری از اسطوره ها و داستان های دلکش با کوه ارتباط دارد. برای نمونه می توان به داستان زندگی زال پدر رستم – معروف ترین پهلوان اسطوره ای ایران- اشاره کرد که در کوهستان بزرگ شد و سیمرغ پرنده افسانه ای که یاور فرهیختگان است- و آن هم مطابق داستان های ایرانی در کوه می زید – از زال مراقبت کرد و بعدها چندبار به رستم یاری رساند. داستان پرکشش دیگر، اسطوره آرش کمان گیر است که پرتاب تیر سرنوشت ساز او از فراز البرزکوه (یا دماوند) مرز کشور ایران را با توران تعیین کرد. در بسیاری از دین ها و باورها، کوه ها مکان های پاکیزه و مقدس به شمار می روند. در باورهای کهن ایرانی، مهر یا میترا فرشته روشنایی و نگاهبان عهد و پیمان، همچنین آناهیتا فرشته نگاهبان آب، در کوه جایگاه دارند. پیدا است که آب خیز بودن کوه ها، در سرزمین کم آب ایران جایگاه پرارجی را به آنها بخشیده است.
● کوه ها، تفرجگاه های بی مانند
از دیرباز انسان ها برای بهره مند شدن از هوای فرح بخش و تماشای گل و گیاه و شنیدن نوای دلکش رودها به کوه می رفته اند. فردوسی می گوید:
کنون خورد باید می خوش گوار
که می بوی مشک آید از کوهسار
هوا پرخروش و زمین پر ز جوش
خنک آن که دل شاد دارد به نوش
همچنین برای دور کردن اندوه و راندن بی قراری به کوهپیمایی می پرداخته اند. نظامی در داستان خسرو و شیرین می گوید که فرهاد از دل تنگی راه کوه و دشت را پیش گرفت:
گرفته کوه و دشت از بی قراری
وزو در کوه و دشت افتاده زاری
نیما یوشیج شاعر بزرگ معاصر در چندین شعر به توصیف کوه ها و کوهپیمایی می پردازد و از عشق خود به کوهستان و مردم کوه نشین سخن می گوید. او شعر معروف «افسانه» را از «دره ای سرد و خلوت» و با توصیف بادِ سر کوه «نوبن» که زبان به سخن می گشاید، آغاز می کند.
امروزه بخش مهمی از اوقات فراغت انسان ها به گردش در طبیعت و انجام ورزش هایی که در محیط های طبیعی انجام می شوند، اختصاص دارد. پیاده روی در کوهستان و نیز کوهنوردی جدی از مهمترین تفریح ها و ورزش های طبیعی هستند. در کشور اتریش حدود ده درصد مردم به کوهنوردی می پردازند و در ایران، هر هفته در روزهای تعطیل صدها هزار نفر برای کوه گردی یا کوهنوردی به کوهستان می روند. نه تنها کسانی که رشته ورزشی مورد علاقه شان، کوهنوردی است، بلکه افرادی که به ورزش های دیگر – مانند فوتبال، کشتی، دوومیدانی – هم می پردازند، برای افزایش ظرفیت ششی و تقویت ماهیچه های پا و تواناتر شدن قلب خود، کوه پیمایی می کنند.
آرامشی که با تماشای چشم اندازهای پرشکوه کوهستان و غرقه گشتن در زیبایی و سکوت آن به دست می آید، برای انسان پرکار امروزین که در فضاهای تنگ و پر سر و صدا کار می کند، نعمتی بزرگ و باارزش است
.